الشيخ الأميني ( مترجم : همدانى )
40
سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى )
كرده - رواياتى است كه در اين باب ، وارد شده ، و اين روايات ، بسيار است . » اين حديث مرفوع ، و گفتار « واحدى » را ، جمعى از مؤلفين بزرگ ، نقل كرده و عدهاى از ايشان ، بعد از نقل آن دو ( حديث مرفوع و گفتهء واحدى ) ، جملهء زير را - كه بطور صحيح و متواتر در ذيل حديث ثقلين وارد شده - استشهاد نمودهاند : « خداوند ، از شما بازخواست خواهد كرد ، كه بعد از من ، با كتاب او و اهل بيت من چه معامله كرديد ؟ » « و اللّه سائلكم ، كيف خلّفتموني في كتابه و أهل بيتي ؟ » « ابو المظفر سبط » در كتاب « تذكره » صفحهء 10 ميگويد : « - مجاهد - در ذيل آيهء : - وقفوهم . . . - گفته است ؛ موضوع سؤال ، از محبت على عليه السلام است . » سيد آلوسى ، در تفسيرش ( جلد 23 ، صفحه 80 » ، در ذيل اين آيهء شريفه اقوالى نقل كرده ، و سپس گفته است : « در بين اين اقوال ، بهتر و سزاوارتر ، اينست كه سؤال ؛ از عقايد و اعمال باشد ، كه در رأس آنها ، كلمهء « لا إله الا اللّه » و از بزرگترين آنها ، ولايت على ، كرّم اللّه وجهه است . . . » « جمال الدين زرندى حنفى » در صفحه 109 از كتاب « نظم الدرر » - كه به حمد اللّه يك نسخه از آن ؛ به خط مؤلف ، در نزد ما است - گفتار « ابو الحسن واحدى » را تا به آخر نقل كرده ، سپس گفته است : « هيچيك از مجتهدين و پيشوايان حديث ، زندگى نكرده مگر اينكه بهرهء وافر ، و افتخارى درخشان ، نسبت بولايت اهل بيت ، داشته است ، همچنانكه ، خداوند عز و جل ، بدان امر كرده و فرموده : قل لا اسألكم عليه اجرا الا المودة في القربى - و همه را مىبينى كه بر اين خاندان ، اعتماد نموده و بولايتشان ، تمسك جسته و خود را بايشان ، منسوب ميكنند . » آنگاه ، پايههاى محبت هر يك از پيشوايان علم و حديث را نسبت باهل بيت و كلماتيكه در خصوص محبت و ولايت اهل بيت داشتهاند ، نقل مىكند .